6 ماهگی قند عسل
جیگر ما همه چی رو دوست داره بخوره به اندازشم اهمیت نمیده مثل اینجا: فدای خوردنت بشه خاله این عکس ها هم خیلی جیگرن ...
نویسنده :
n
12:46
ننی رادمهر
چون رادمهر کوچولو دوست داشت همش تاب بخوره تا بخوابه بابایی واسش تو خونمون ننی بست تو این عکس ها ام تو ننی خوابیده قربونت برم من ...
نویسنده :
n
12:35
عکسای 4 ماهگی
قربون نگاه کردنت عاشق این دوتا عکستم خاله جون تو این که مثل اقاها شدی اینجا ام که دمریو می خوا بری تو دوربین ...
نویسنده :
n
21:49
شعر
عزیزدل مامان : وقتی تودل مامان بودی هرروز چندبار این شعرها روبرات می خوندم حالا هم وقتی این شعر رو می خونم فوری ساکت میشی انگار نه انگار که گریه می کردی مثل اینکه فقط از این شعر خوشت اومده تو حوض خونه ما ماهیای رنگارنگ بالا و پایین میرن با پولکای قشنگ کلاغه تا می بینه کنارحوض می شینه میخواد ماهی بگیره ماهیا قایم میشن به زیر آبها میرن کلاغ ...
نویسنده :
n
21:47
بدون عنوان
گل پسر ما انگشت پاشو کشف کرد تا چشمش به پاهاش می افته فوری میگیره دستش و میبره سمت دهنش این شکلی ...
نویسنده :
n
21:34
توربین های منجیل
اینجا گل پسر ما رفته بود تا نزدیکتی توربینای منجیل انقد سرد بود کلی پیچوندیمش فقط کله ی نازش معلومه ...
نویسنده :
n
10:43








